ميرزا محمد حيدر دوغلات
مقدمه 199
تاريخ رشيدى ( فارسي )
طورى كه گفته شده در تاريخى بسيار متأخر مسلمان گشته بوده . تنها موضوعى كه مىتوان متصور ساخت ، اين است كه آيا غيبت راهبان از آن سرزمين در ايام مذكور ، با ظهور اسلام مرتبط بوده يا به نظمى رايج در آنجا ارتباط داشته است . يقينا تا زمان سفارت روى گونزالس كلاويخو « 1 » به دربار تيمور از جانب هنرى سوم پادشاه اسپانيا ، در آسياى مركزى از هيچ اروپايىاى سخن به ميان نيامده ، نامبرده در 1404 ، يا حدود يك سال قبل از مرگ تيمور به سمرقند رسيد . به هر حال گزارش اين سفارت ارتباطى به بخش مورد نظر آسياى مركزى ندارد . بلكه به مركز ممالك مذكور در فوق به عنوان سدى در مقابل حكومت بد و وحشيانه چادرنشينان شرق دور مربوط است . بنابراين گزارش دن روى نمىتواند براى روشن ساختن تاريكىهاى تاريخ ميرزا حيدر مورد استفاده قرار گيرد ، اما گزارشهاى تاريخ رشيدى در رابطه با ماوراء النهر را ديگر وقايع نگاران مسلمان به اندازه كافى روشن ساختهاند و برخى از آنها بهترين است . با صراحت بيشترى مىتوان گفت كه از نيمه سده چهاردهم ، تا حدود پنجاه و اندى سال پس از مرگ ميرزا حيدر و تا هنگام تقسيم ممالك خانان مغول به تعدادى از ايالات كوچكتر كه عملا اواخر سده شانزدهم مىشد ، سخنى از اروپائيان در آسياى مركزى به ميان نيامده است . و اما اگر ناظرانى اروپايى نبودهاند تا وقايع آسياى مركزى را مورد بررسى قرار دهند ، تاريخنويسان مسلمان آن عصر نيز بدان نپرداخته و يا حتى به اندازه مؤلف ما توجه خود را به خانات مغول در اين دورهء تاريك معطوف نكردهاند . ظفرنامه شرف الدين على يزدى شايد تنها كتابى است كه بيشترين روشنايى را بر روى اين سرزمين و آن دوران افكنده است . شرف الدين به عنوان يكى از مورخان دوره سلطنت تيمور و وقايع نگار عمليات جنگى او در مغولستان ، لزوما يكى از منابع آن دوره است كه اين منبع به مرگ تيمور پايان مىيابد ، با وجود اين وى هرگز نوشتن تاريخ مغولستان و خانان آن را وظيفه خاص خود نمىدانسته است . وى صرفا از كسانى سخن مىگويد كه در مقابل قهرمان او ، تيمور قرار داشته و به عمليات جنگى پرداختهاند يا در معامله با وى راه ديگرى در پيش گرفتهاند ، به هر حال وى هرگز مدعى انتشار سرگذشت مغولها در هيچ دورهاى نيست .
--> ( 1 ) . ojivalc selaznog yur .